تبلیغات اینترنتیclose
مي خواهم در انبوه گيسوانت گم بشم ( بهرنگ قاسمی )
پیچک ( بهرنگ قاسمی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


دوره مي کنم ات

*

مي خواهم در انبوه گيسوانت گم بشم .

زار زار گريه سر دهم که : من ستاره مي خوام ،

 من ستاره مي خوام .

وقتي‌ پيدايم کردي ،

 کمي‌ لوس شوم ، خودشيريني‌ کنم و دلبري کنم .

اصلاً مي خواهي‌ که خودم کمکت کنم تا زود پيدايم کني ؟

بعد دعوايم کن .

من هم که سر به زير ... فقط بگويم که : چشم .

مي خواهم تا مي توانم به دنبالت بدوم ،

 فرقي‌ نمي کند براي چه .

دوست دارم وقتي‌ به تو مي رسم به نفس نفس بيفتم

 تا بيشتر تنفست کنم عطر بودنت ،

حضورت رخنه کند تا مغز استخوان .

مي خواهم برايت نقاشي کنم با قلم موي

 شکرانه ام که هستي‌ ... پيش مني .

هيچ فرقي‌ نمي کند که چه طرحي بکشم مثلاً ...

خنده‌هايت چطور است بکشم ؟ يا بيشتر دوست داري که نازت را بکشم ؟

راستي‌ گلم ! کمي‌ ببوسمت ؟! اي جان ! بوسيدمت ...

مي خواهم برايت شعر بگويم از جنس خودت ،

 بهاري ، لطيف و روان مثل آب ،

از همه رنگ زندگي ، بجز رنگ تلخ جدايي .

اي واي نگو گلم ! حتي فکرش را هم که مي‌کنم ،

 واژگون مي شوم .

چطور است که روز‌هاي آشنايي مان را

هر روز به يک زبان بنويسم : به خاطر تو مي‌ميرم جان من !

 خيلي‌ دوستت دارم عشق من !

اي جان ، مي خندي گلم ؟ همين است که مي بيني .

عاشق تو شدن همين کار‌ها را دارد .

عاشقتم گلم !

 

 

بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-5, | بازديد : 193