تبلیغات اینترنتیclose
‌تنهايي‌ يعني‌ لباسِ تازه ات را بپوشي‌( بهرنگ قاسمي)
پیچک ( بهرنگ قاسمی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

‌تنهايي‌ يعني‌
لباسِ تازه ات را بپوشي‌

خواهرت نگاه کند و با شوق بگويد؛
"باجون اولسون

نقدر ياراشي"
و هزار هزار زيبا روي را

فدايت کند!!
تنهايي‌ يعني‌

براي خودت آشپزي کني‌
و تا چند روز

بوي املتِ روي اجاق
بهانه ي خواب زدگي ات باشد!

تنهايي‌ يعني‌
مادرت زنگ بزند

و با لحني دلانه بگويد؛
"اوغلوم،چوخ ايشتمه،بيرازدا

ازووه يتيش"
تنهايي‌ يعني‌

هيچ آثاري از تو نباشد
اما چهار گوشِ خانه ات را

به بهانه ي تو نگاه کني‌
براي تو آهنگ بگذاري و خودت را گول بزني

که اين قسمتِ آهنگ
همزمان با نگاهِ من

ديوانه اش مي‌‌کند!
تنهايي‌ يعني‌

هفته‌اي يکبار صورت ات را اصلاح کني‌
آن هم بي‌ حوصله،آرام و بدونِ خراش روي صورتت

"نکه کسي‌ منتظرت نيست تا سرِ قرار بروي"
تنهايي‌ يعني‌

وقتي‌ کسي‌ تماس مي‌‌گيرد
تمامِ دلتنگي‌‌هايت را

براي چند لحظه هم که شده
بفرستي‌ دنبالِ مزرعه ي نخود سياه

اما بعد از مکالمه
يک عالمه

اشک درو کني‌...!
تنهايي‌ يعني‌

"سيمين بري"
"مرا ببوس"

"امشب در دل‌ شوري دارم"
"تو‌ اي پري کجايي"

جايشان را بدهند به
تيک،تاک،تيک،تاک،تيک

.

تيک ,تا کي‌ بايد تنهايي‌؟!!
تنهايي‌ يعني‌

خودت را گول بزني‌ و از روبروي رستوران،کافي‌ شاپ
تند رد شوي تا کمتر

آسيب ببيني‌...!
يعني‌ ميز‌هاي دو نفره

دشمنِ شاعرانگي ات شود!!
تنهايي‌ يعني‌

بغرنج‌ترين لحظه ي بهرنگ
شايد هم
بهرنگ‌ترين وقتِ شب،ماه گرفتگي،

حوضِ خشک،دلوِ کمر شکسته که هيچ ستاره‌اي را
از توي حوضِ آب نجات ندهد...!!
تنهايي‌ يعني‌....

 

 

بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-1, | بازديد : 111