تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( بهرنگ قاسمی )
پیچک ( بهرنگ قاسمی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


مادرم دست روى سرم كشيد
من را سوارِ تاكسى كرد و گفت؛

پسرم برو و سرنوشتت را عوض كن
يادِ فيلم هاى جنگى افتادم

فرمانده ضامن را مى كشيد،
نارنجك را قِل مى داد

تا بلكه سرنوشتِ شهرِ سوخته را عوض كند!

 

 

بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-4, | بازديد : 188

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

دليل نيامدنت از اين دو حالت خارج نيست
يا نمي خواهي ام
يا
.
يا ابوالفضل !
يعني نمي خواهي ام ؟!

 


بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-4, | بازديد : 166

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


و شايد هم باران
پسري ست غيرتي

که آرايشِ غليظ ات را
به آرامي از صورت ات

پاک ميکند!

 


بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 189

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

در خانه چادر سر ميکني
"وا،خدا مرگم دهد" ميگويي

 و به رسمِ دلبري
مدام برايم چشمک ميزني!

آه!
حقا که آسمان جهيزه ي توست

 


بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 91

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

ماه خانم برگرد!

شواليه ي تو

از پلنگي که روي پتو خواب است

ميترسد!

 

 

بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 175

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


نه كوه را روى دوش ام مى گذارم
و نه مى توانم شيره ى سنگ را بدوشم

مجبور نيستم كه دروغ بگويم
اگر چشم از من بردارى

فقط گريه مى كنم!

 

 

بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 97

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


صدايت در پيغامگيرِ تلفن ات مهربان است
تمام دلتنگى ام را

مو به مو گوش مى كند!
هر از چند گاهى خانه نباش

تا سير درد دل كنيم!

 

 

بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 94

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


دلم يک ترانه ي غمگينِ خارجي ميخواهد
با زباني که نمي فهمم چيست

مي خواهم به دردي که نمي دانم چيست
زار زار گريه کنم!

 


بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 108

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


وقتي همديگر را به آغوش مي کشيم
نمي دانيم چکار کنيم!

شنيده ام باران
شعبده بازي ست

که از کلاهش
صداي بوسه در مي آورد و بر کفِ خيابان مي ريزد!
.
.
.
عزيزم
سيرک برويم؟!

 

 

بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 83

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


نزديکت مي شوم
بوي دريا ميآيد

دور که مي شوم
صداي باران!

بگو تکليف ام با چشمهايت چيست؟
لنگر بياندازم عاشقي کنم
يا چتر بردارم و دلبري کنم؟!

 

بهرنگ قاسمي

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 193

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

دريا بهانه است

چشم هاى تو خداى تمامِ گريستن هاست
و دستهايت پيغمبرِ مظلومى ست

كه از ترسِ خداحافظى ها
به جيبم پناه آورده است!

 

 بهرنگ قاسمی

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 172

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


نيامدن سرِ قرار
هزار و يك دليل دارد

اتويى كه لباس را مى سوزاند
يا اتوبوسى كه تأخير مى كند
نمى تواند بهانه ى خوبى براى پايانِ

 حرص خوردن هايت باشد
عزيزم حلال ام كن

و عصبانى نباش
مى خواهم بيايم اما

سنگى كه رويم گذاشته اند
سرد تر از آن است

كه حرف هايم را به گوش ات برساند
امشب به رويايت كه آمدم
از دلت در مى آورم!

 

بهرنگ قاسمى

برچسب ها : ,

موضوع : کوچه های بارانی-3, | بازديد : 310